کسی نیست
حتی صدای ساعت کوکی
خواب گم شدن بیدارم می کند از خواب
خیال کرده بودم
که این عید روی ابروهایم سبزه می روید
در چشم هایم دو ماهی
ته خانه تکانی ام
زنی فرتوت و تکه تکه از توی آینه جم نمی خورد
با تکه های بو گرفته ی این زن در هفت سین خانه ام
عید نمی شود
و این حماقت خنده داری بود
که ذهن من راه می برد
به سبزه روی ابروهایم
و ماهی های چشمهایم
شیما تیمار (اسفند 1380)

سال نو مبارک


